+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۲ ساعت 8:36 توسط keytokey
|
همان پــسرک دیروز که لای شیــطنت هایش میزیــست... امــروز در لابــه لای خرمــن زارهــایی کــه عملی نشــدند زنــدگی میــکند همــان خرمن هایی که مدتهاست بلای جان انسانیــت شــده همـان شعـارهای پـوچ و صـد من یــه غــاز <*پســرک شعـار زده*>بی هیچ چشم داشتــی از دردهــای متــورم مردمش مینــویســد... او میــخواهد واژه هــای ترسو را وادار به جــرات کند چون دیــر زمانیــست این حوالی بــوی مــردگی به خود گــرفته اســت... پــس همـراهیـش کــن... __ــ__ــ__ــ__ــ__ــ__ــ__ــ__ــ__ــ
شایــد حرفــ هـایش خاص نباشــد امـا میخواهد خالص باشـد